اطلاعیه
بسته ویژه راهیان نور
کیف ویژه راهیان نور ( طرح لباس خاکی)

جديدترين محصولات
منو اصلي
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت ايميل خود را وارد كنيد.
پس از ارسال، ایمیلی براي شما فرستاده می شود ، که شما باید روی لینکی که در ایمیل هست کلیک کنید تا عضویت شما تایید گردد .
خاكريز

رفته بودیم جنازه شهدا را بکشیم عقب. از موانع که گذشتیم رسیدیم به اولین شهید.

حاج مهدی گفت : «این رو ول کنید، بریم جلوتر.»

 چند تا از شهدا را برگرداندیم عقب که دشمن متوجه شد و شروع کرد به تیراندازی.

 مجبور شدیم برگردیم عقب.

 بعدا فهمیدیم آن جنازه اول برادر حاج مهدی بوده.

توصيه مي شود ...

فرزندان ايرانيم فرزندان ايرانيم


۱ جلد كتاب
۶۹,۰۰۰ ريال
انتشارات : سوره مهر
[ بازديد : ۴۶۰۹ بار ]

كتاب حاضر، مجموعه طنز داستاني روايي است كه در شصت سكانس داستاني آورده شده است. محتواي داستان‏ها طنزهاي جنگ و جبهه است كه در كنار جنگ، خون و بوي باروت، صحنه‌هاي خنده‌داري نيز وجود داشته است. اميريان با شم طنزي كه داشته اين صحنه‌ها را به خوبي شكار كرده است و آن را اكنون كه سال‏ها از پايان جنگ مي‌گذرد، هنوز زيبا مي‌توان يافت. دست انداختن سربازان به هم، شوخي بي‌موقع فرمانده با رزمنده، دلتنگي‏ها و دلخوري‏ها. از جان‌مايه اصلي طنزهاي اميريان است. اين كتاب رتبه اول بخش خاطره در پنجمين دوره جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس (1379) و رتبه اول بخش تأليف و تقدير را در نخستين جشنواره ادب پايداري به دست آورده است.

قسمتي از متن كتاب را با هم مي خوانيم:

حالا شلوغي و سر و صدا را ول كن و داد و هوار بلندگو ها را بچسب. انگار كويتي پور و آهنگران با هم ديگر مسابقه رو كم كني گذاشته بودند. از يك بلندگو صداي كويتي پور با آن لهجه ي جنوبي اش مي آمد كه: سپاه محمد مي آيد، مي آيد و آهنگران از بلندگوي ديگري مي خواند كه: اي لشكر صاحب زمان آماده باش، آماده باش. جمعيت را نگو. اگار صدها آدميزاد را توي ديگ سفيد انداخته باشند و بجوشانند. صدا به صدا نمي رسيد. مرد و زن و پير و جوان تو هم مي لوليدند و كسي به كسي نبود.....

امتياز :