اطلاعیه
بسته ویژه راهیان نور
کیف ویژه راهیان نور ( طرح لباس خاکی)

جديدترين محصولات
منو اصلي
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت ايميل خود را وارد كنيد.
پس از ارسال، ایمیلی براي شما فرستاده می شود ، که شما باید روی لینکی که در ایمیل هست کلیک کنید تا عضویت شما تایید گردد .
خاكريز

رفته بودیم جنازه شهدا را بکشیم عقب. از موانع که گذشتیم رسیدیم به اولین شهید.

حاج مهدی گفت : «این رو ول کنید، بریم جلوتر.»

 چند تا از شهدا را برگرداندیم عقب که دشمن متوجه شد و شروع کرد به تیراندازی.

 مجبور شدیم برگردیم عقب.

 بعدا فهمیدیم آن جنازه اول برادر حاج مهدی بوده.

توصيه مي شود ...

اينك شوكران 1 منوچهر مدق به روايت همسر شهيد اينك شوكران 1 منوچهر مدق به روايت همسر شهيد


۱ جلد كتاب
۲۷,۰۰۰ ريال
پديد آورنده : مريم برادران
انتشارات : روايت فتح
[ بازديد : ۴۸۹۴ بار ]

جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت. با تنی خسته و زخم هایی در آن، که آرام آرام خود را نشان می داد. زخم هایی که می خواست سالهای سخت ماندن را کوتاه کند، اما زندگی در کار دیگری بود، لحظه لحظه اش او را به خود پیوند می زد و ماندن بهانه ای شده بود برای اینکه این پیوند ردی بر زمین بگذارد.
رفت کنار پنجره. عکس منوچهر را دید که روی حجله است تنها عکسی که با لباس فرم انداخته بود. زمان جنگ منتظر چنین روزی بود، اما حالا نه. می خواست بگوید (یادت باشد. تنها رفتی، ویزا حاضر شده و امروز باید با هم می رفتیم...) گریه امانش نداد. دلش می خواست بدود جایی که انتها ندارد و او را صدا بزند. این چند روزه اسم منوچهر مانده بوی توی دلش. دوید بالای پشت بام نشست و از ته دل منوچهر را صدا زد.
(منوچهر مدق، به روایت همسر شهید) کتاب اول مجموعه ی (اینک شوکران) است که منتشر شد.

امتياز :