اطلاعیه
بسته ویژه راهیان نور
کیف ویژه راهیان نور ( طرح لباس خاکی)

جديدترين محصولات
منو اصلي
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت ايميل خود را وارد كنيد.
پس از ارسال، ایمیلی براي شما فرستاده می شود ، که شما باید روی لینکی که در ایمیل هست کلیک کنید تا عضویت شما تایید گردد .
خاكريز

رفته بودیم جنازه شهدا را بکشیم عقب. از موانع که گذشتیم رسیدیم به اولین شهید.

حاج مهدی گفت : «این رو ول کنید، بریم جلوتر.»

 چند تا از شهدا را برگرداندیم عقب که دشمن متوجه شد و شروع کرد به تیراندازی.

 مجبور شدیم برگردیم عقب.

 بعدا فهمیدیم آن جنازه اول برادر حاج مهدی بوده.

توصيه مي شود ...

همان لبخند همیشگی- کتاب محمد بروجردی همان لبخند همیشگی- کتاب محمد بروجردی


۱ جلد كتاب
۷۴,۰۰۰ ريال
پديد آورنده : فرهاد خضري
انتشارات : روايت فتح
[ بازديد : ۴۹۲۴ بار ]

صداش می زدند میرزا محمد. گاهی محمد. از همان اول بلد نبود لبخند بزند، فقط بلد بود زندگی کند. زندگی برای او با رنج همراه بود . با زخم. آدم زخمی یا می نالد یا درد زخم اش را تحمل می کند. گاهی هم فریادش را می رود در خلوت می زند تا کسی نبیند، کسی نشنود، کسی رنج اش را نفهمد. آنی که به زخم خودش لبخند می زند، خیلی با خودش جنگیده و دل پرخونی دارد. میرزا محمد این طور آدمی بوده. هرکس او را به یاد آورده، هر چه که از او می دانسته، با لبخندی روایت کرده که از او، پیش او، به یادگار مانده بود. میرزا محمد توانست با همین لبخندهایی که خیلی شبیه لبخندهای ماست، یکی از زمینی ترین آدم های روزگار خودش باشد. منتها تنها فرق اش با خیلی هامان در این است که با همان لبخندها توانست از زمین دل بکند.
«همان لبخند همیشگی» می خواهد این راز را با شما در میان بگذارد.

امتياز :