اطلاعیه
بسته ویژه راهیان نور
کیف ویژه راهیان نور ( طرح لباس خاکی)

جديدترين محصولات
منو اصلي
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت ايميل خود را وارد كنيد.
پس از ارسال، ایمیلی براي شما فرستاده می شود ، که شما باید روی لینکی که در ایمیل هست کلیک کنید تا عضویت شما تایید گردد .
خاكريز

رفته بودیم جنازه شهدا را بکشیم عقب. از موانع که گذشتیم رسیدیم به اولین شهید.

حاج مهدی گفت : «این رو ول کنید، بریم جلوتر.»

 چند تا از شهدا را برگرداندیم عقب که دشمن متوجه شد و شروع کرد به تیراندازی.

 مجبور شدیم برگردیم عقب.

 بعدا فهمیدیم آن جنازه اول برادر حاج مهدی بوده.

توصيه مي شود ...

خاطرات يك سرباز خاطرات يك سرباز


۱ عدد
۳۰,۰۰۰ ريال
پديد آورنده : كمال شكوفه
انتشارات : سوره مهر
[ بازديد : ۷۱۳۸ بار ]

كتاب حاضر، خاطرات داستاني به هم پيوسته كمال شكوفه از سربازان وظيفه ارتش در دفاع هشت ساله است كه آن را در 241 صفحه به صورت فصل‌گونه در آورده است. وي تمام اين خاطرات را در دفترچه‌هاي صد برگي معمولي و با خودكار آبي يادداشت مي‌كرده كه پس از خدمت سربازي به دو جلد رسيد. در مجموع 300 صفحه را شامل مي‌شد. كمال اين دو دفترچه را به آقاي داوود اميريان سپرد تا به دفتر ادبيات و هنر مقاومت سپرده شود. اين دست‌نوشته‌ها پس از پاكنويس، يك ويرايش ساده شد، ضمن اينكه چند صفحه از خاطرات شخصي و خصوصي نويسنده با صلاح‌ديد خودش حذف شد و به صورت كتاب حاضر در آمد. از نظر محتواي اين گونه كتاب كه ما را با دنياي متنوع رفتاري و گفتاري سربازان دوران دفاع مقدس بيشتر آشنا مي‌كند. دكتر كمال شكوفه، همان طور كه آرزو داشت و در جاي جاي كتاب به آن اشاره شده است، پس از پايان خدمت سربازي در دانشگاه پزشكي رشت پذيرفته شد و امروز در فومن استان گيلان به كار طبابت مشغول است. داستان از رفتن او به جبهه، آشنايي با فضاي جبهه و جنگ، خاطرات سربازان و فرماندهان، خدمات بهداري در پشت جبهه، اتمام جنگ، بازگشت به خانه، آغاز دوبارة تحصيل و سرانجام پزشك شدن را در يك چشم به هم زدن براي خواننده به تصوير روايي مي‌كشد.

 

از متن كتاب مي‌خوانيم:

وقتي سر برانكارد را گرفتم و بلند كردم، خون شهيد روي برزنت برانكارد جاري شد و شرشر به داخل پوتينم ريخت. پوتينم پر خون شد و وقتي به راه افتاديم صداي شلپ‌شلپ آن مرا ناراحت مي‌كرد. چاره‌اي نبود. مي‌بايست هر چه زودتر او را به نزديك آمبولانس مي‌برديم؛ چون هر آن احتمال داشت خمپارة ديگري بيفتد و ما هم به سرنوشت آن سه شهيد دچار شويم. من نمي‌دانستم شهيدي كه حمل مي‌كنيم، همان راننده امامي است. همان كسي كه وقتي مي‌خواستم از بهداري باغ به گروهان 3 بيايم مرا سوار ماشينش كرد و تا گروهان 3 آورد.

كتاب حاضر خاطرات داستاني كمال شكوفه از سربازان وظيفه ارتش در هشت سال دفاع مقدس است كه آن را در 241 صفحه گرد آورده است. سالهاي دوري از خانه، فداكاري، ايثار، شهادت همرزمان، خنده و شوخي در فضاي دردآلود جنگ، سادگي و صميميت و جلوه‌هاي طبيعي جنگ در جبهه‌هاي جنوب و جنوب غربي، بازگشت به دانشگاه و طبيب مردم شدن از محتواي اصلي كتاب است

امتياز :